فرهنگ آریان‌پور

انتقال دادن

#۱۷٬۰۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

alienate

انتقال دادن، بیگانه کردن، منحرف کردن کامپیوتر

۲

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۳

demise

مردن، وفات یافتن، انتقال دادن

۴

remise

واگذار کردن، انتقال دادن، گذشت کردن

۵

transfer

انتقال، واگذارى، انتقال دادن، ورابرى، ورا بردن، انقال دادن، واگذار کردن، منتقل کردن، انتقال واگذارى، تحویل، نقل، سند انتقال، انتقالى

۶

transmit

فرا فرستادن، پراکندن، انتقال دادن، رساندن، عبور دادن، سرایت کردن، مخابره کردن، فرستادن

۷

make over

واگذار کردن، انتقال دادن، دوباره ساختن

۸

assign

واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، گماشتن، قلمداد کردن، اختصاص دادن، بخش کردن، ذکر کردن

۹

convey

رساندن، بردن، حمل کردن، نقل کردن

۱۰

remove

برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن

۱۱

download

برداشتن اطلاعات از جاى دیگر و اعمال در کامپیوتر حقوق‌

۱۲

negotiate

گفتگو کردن، مذاکره کردن، به پول نقد تبدیل کردن (چک و برات)، طى کردن

۱۳

communicate

گفتگو کردن، مکاتبه کردن، کاغذ نویسى کردن، مراوده کردن، ارتباط برقرار کردن