واژههای فارسی←گل انداخته در اثر تبفرهنگ آریانپورگل انداخته در اثر تب#۱۶۹٬۹۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hectic(پزشکى) داراى تب لازم، بى قرار، گیج کنندهواژههای نزدیک در الفباگل اماده برای کوزه گریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگل اماریلیسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگل انبهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگل انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگل انداختهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگل انداخته در اثر بیماریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر