فرهنگ آریانپور
گفته
#۱۶۹٬۸۸۶
dite
سرود، بیان، تقریر، گفته
parol
کلمه، قول، گفته
dictum
(حقوق) حکم، قرار، راى، گفته، اظهار نظر قضایى
byword
عبرت، ضرب المثل، گفته اخلاقى، اشاره یا نگاه مختصر
doctrine
افراس، افراه، عقیده، اصول، حکمت، تعلیم، گفته
sentence
جمله، حکم، فتوى، راى، قضاوت، گفته، راى دادن، محکوم کردن
statement
اظهار، بیان، گفته، تقریر، اعلامیه، شرح، توضیح، حکم، بیانیه
saw
(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر
saying
(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا say
speech
سخن، حرف، گفتار، صحبت، نطق، گویایى، قوه ناطقه، سخنرانى
speaking
(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن
observation
مشاهده، ملاحظه، نظر