فرهنگ آریان‌پور

گفتن - دروغ -

#۱۶۹٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fib

دروغ، دروغ در چیز جزیى، دروغ گفتن

۲

gab

پرگفتن، گپ زدن، (معنى مجازى) دروغ گفتن

۳

lie

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى

۴

belie

افترا زدن (به)، بد وانمود کردن، دروغ گفتن، دروغگو درآمدن، خیانت کردن به، عوضى نشان دادن

۵

weasel

(جانور شناسى) راسو، جانوران پستاندار شبیه راسو، دروغ گفتن، شانه خالى کردن

۶

equivocate

دوپهلو حرف زدن، زبان بازى کردن، ابهام به کار بردن، دروغ گفتن

۷

prevaricate

دوپهلو حرف زدن، زبان بازى کردن، دروغ گفتن

۸

lay to

دروغ گفتن، تقلا کردن، مبادله ضربات کردن، نسبت دادن به