فرهنگ آریانپور
گفتن - دروغ -
#۱۶۹٬۸۲۹
fib
دروغ، دروغ در چیز جزیى، دروغ گفتن
gab
پرگفتن، گپ زدن، (معنى مجازى) دروغ گفتن
lie
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى
belie
افترا زدن (به)، بد وانمود کردن، دروغ گفتن، دروغگو درآمدن، خیانت کردن به، عوضى نشان دادن
weasel
(جانور شناسى) راسو، جانوران پستاندار شبیه راسو، دروغ گفتن، شانه خالى کردن
equivocate
دوپهلو حرف زدن، زبان بازى کردن، ابهام به کار بردن، دروغ گفتن
prevaricate
دوپهلو حرف زدن، زبان بازى کردن، دروغ گفتن
lay to
دروغ گفتن، تقلا کردن، مبادله ضربات کردن، نسبت دادن به