انتقال
#۱۶٬۹۸۱
marque
انتقال، تلافى، مارک، علامت مخصوص، مدل مخصوص (اتومبیل و غیره) ـ
transfer
انتقال، واگذارى، انتقال دادن، ورابرى، ورا بردن، انقال دادن، واگذار کردن، منتقل کردن، انتقال واگذارى، تحویل، نقل، سند انتقال، انتقالى
conduction
انتقال، بردن جریان، هدایت، تنظیم، رهبرى، رسانایى
transition
انتقال، عبور، تغییر از یک حالت بحالت دیگر، مرحله تغییر، برزخ، انتقالى، گذار، تحول
transference
انتقال، واگذارى، نقل، تحویل، حواله، ورابرى
transmission
انتقال، عبور، ارسال، سرایت، اسبابى که به وسیله آن نیروى موتور اتومبیل به چرخها منتقل مى شود، فرا فرستى، فرا فرستادن، سخن پراکنى، مخابره، مخابرات
bail
توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن
shift
تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن
cession
واگذارى، نقل و انتقال، انتقال قرض یا دین
mittimus
(حقوق) حکم حبس، حکم بازداشت، انتقال
intuition
درک مستقیم، انتقال، کشف، دریافت ناگهانى، فراست، بصیرت، بینش، شهود، اشراق
conveyance
حمل، واگذارى، انتقال، سند انتقال، وسیله نقلیه
devolution
واگذارى، انتقال (پشت در پشت)، نزول، فساد تدریجى، انحطاط، تفویض اختیارات
conductance
میزان هدایت، میزان رسانایى، رسانایى، ضریب هدایت، قدرت هدایت، هدایت، انتقال
transmittal
(transmittance، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش
transfer check
مقابله، انتقال