فرهنگ آریان‌پور

گشودن

#۱۶۹٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

unbolt

گشودن (چفت)، باز کردن (چفت)

۲

unfurl

گشودن، افراشتن (پرچم)، بادبان گستردن

۳

unknit

گشودن (گره)، باز کردن گره، وابافتن، وابافته شدن

۴

unlock

گشودن (قفل)، باز کردن

۵

inaugurate

گشودن، افتتاح کردن، بر پا کردن، به راه انداختن، دایر کردن، آغاز کردن

۶

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۷

untie

باز کردن، گشودن، حل کردن

۸

unbrace

باز کردن، گشودن (زره و مانند آن)، رها یا آزاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن

۹

unhinge

از لولا در آوردن، مختل کردن، باز کردن، گشودن، دچار اختلال مشاعر کردن

۱۰

untwine

از هم باز کردن، گشودن

۱۱

untwist

واتابیدن، باز کردن، گشودن، جدا کردن، خار کردن

۱۲

opening

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن open unbar

۱۳

auspicate

به مبارکى افتتاح کردن، گشودن، پیشگویى کردن

۱۴

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن

۱۵

conquer

پیروزى یافتن بر، فتح کردن، تسخیر کردن

۱۶

dedicate

اهدا کردن، اختصاص دادن، وقف کردن، پیشکش