فرهنگ آریان‌پور

گشتن بی هدف

#۱۶۹٬۶۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mill

آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن

۲

rove

پرسه زدن، آواره شدن، راهزنى دریایى کردن، گردش کردن، ول گردیدن، سرگردانى و بى هدفى