فرهنگ آریان‌پور

گشاد نشستن

#۱۶۹٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

straddle

گشاد نشستن، گشاد ایستادن، گشاد گشاد راه رفتن، سوار شدن، میان دو پا قرار دادن، گشاد نشینى، گشاد بازى

۲

scrawl

بد نوشتن، با شتاب نوشتن، خرچنگ قورباغه اى نوشتن، نامرتب و غیر استادانه نقاشى کردن، خط خطى کردن، گشاد نشستن

۳

sprawl

پهن نشستن، گشاد نشستن، هرزه روئیدن، بى پروا دراز کشیدن یا نشستن، به طور غیرمنظم پخش شدن، پراکندگى