فرهنگ آریان‌پور

گشاد کردن

#۱۶۹٬۶۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ream

یک بند کاغذ 480 برگى یا 516 برگى، 500 ورق کاغذ، (سوراخ چیزى را) گشاد کردن

۲

widen

پهن کردن، عریض کردن، گشاد کردن

۳

dilate

اتساع دادن، گشاد کردن، بزرگ کردن

۴

piece

تکه، قطعه، پارچه، فقره، عدد، سکه، نمونه، قطعه ادبى یا موسیقى، نمایشنامه قسمت، بخش، یک تکه کردن، وصله کردن، ترکیب کردن، جور شدن، قدرى، کمى، اسلحه گرم، دانه، مهره

۵

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۶

expand

بسط دادن، بسط یافتن، منبسط شدن، منبسط کردن، توسعه دادن، پهن کردن، به تفصیل شرح دادن

۷

outstretch

استراحت کردن، توسعه دادن، بسط