فرهنگ آریان‌پور

انتقاد کردن

#۱۶٬۹۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش

۲

review

بازدید، تجدید نظر، رژه، نشریه، مجله، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادى نوشتن، بازبین، دوره کردن، مرور، مرور کردن

۳

criticize

نقد ادبى کردن، انتقاد کردن، نکوهش کردن

۴

fustigate

کتک زدن، چوب زدن، کوبیدن، انتقاد کردن

۵

pan

ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "

۶

reprove

سرزنش کردن، نکوهش کردن، ملامت کردن

۷

animadvert

خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن