فرهنگ آریان‌پور

گسترده شدن

#۱۶۹٬۵۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

roll out

از حافظه جمع کردن، از تخت خواب بیرون آمدن، گسترده شدن

۲

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۳

splay

منبت کارى کردن، باز کردن، گسترده

۴

expand

بسط دادن، بسط یافتن، منبسط شدن، منبسط کردن، توسعه دادن، پهن کردن، به تفصیل شرح دادن

۵

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۶

unroll

باز کردن (توپ پارچه وطومار و غیره)، باز شدن

۷

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت