فرهنگ آریانپور
گسترده
#۱۶۹٬۴۹۰
splay
منبت کارى کردن، باز کردن، گسترده
palmate
شبیه پنجه، گسترده، شبیه برگ نخل، داراى پاى پرده دار، داراى انت هاى پهن (مثل شاخ گوزن)
porrect
بسط یافته، گسترده، پهن شده، منبسط، دراز کردن، جلو گذاردن، منبسط کردن، ارائه دادن
widespread
(widespreading =) ـ شایع، همه جا منتشر، گسترده
widespreading
(widespread =) ـ شایع، همه جا منتشر، گسترده
far reaching
وسیع، گسترده، داراى اثر زیاد، دور رس
extent
وسعت، اندازه، فراخى، حد، مقدار، حوزه farflung largescale
regnant
حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع
sweeping
(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو sweep
catholic
جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک
extended
مطول، تمدید شده
expansive
متمایل به توسعه
extensive
پهناور، وسیع، بزرگ، بسیط، کشیده
wholesale
عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن