فرهنگ آریان‌پور

گسترده

#۱۶۹٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

splay

منبت کارى کردن، باز کردن، گسترده

۲

palmate

شبیه پنجه، گسترده، شبیه برگ نخل، داراى پاى پرده دار، داراى انت هاى پهن (مثل شاخ گوزن)

۳

porrect

بسط یافته، گسترده، پهن شده، منبسط، دراز کردن، جلو گذاردن، منبسط کردن، ارائه دادن

۴

widespread

(widespreading =) ـ شایع، همه جا منتشر، گسترده

۵

widespreading

(widespread =) ـ شایع، همه جا منتشر، گسترده

۶

far reaching

وسیع، گسترده، داراى اثر زیاد، دور رس

۷

extent

وسعت، اندازه، فراخى، حد، مقدار، حوزه farflung largescale

۸

regnant

حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع

۹

sweeping

(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو sweep

۱۰

catholic

جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک

۱۱

extended

مطول، تمدید شده

۱۲

expansive

متمایل به توسعه

۱۳

extensive

پهناور، وسیع، بزرگ، بسیط، کشیده

۱۴

wholesale

عمده فروشى، به طور یکجا، عمده فروشى کردن