فرهنگ آریانپور
گستردن
#۱۶۹٬۴۸۱
propagate
گستردن، (به وسیله تولید مثل) تکثیر کردن، زیاد کردن، پروردن، قلمه زدن، منتشر کردن، انتشار دادن، پخش کردن، پخش شدن، رواج دادن
strow
(معنى مجازى) پخش کردن، پهن کردن، گستردن
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
streek
دراز کردن، گستردن، شروع کردن
unfurl
گشودن، افراشتن (پرچم)، بادبان گستردن
lay on
ضربه زدن، حمله کردن، یورش کردن، گستردن
extend
توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن
display
نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه
broaden
پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن