فرهنگ آریان‌پور

گستردن

#۱۶۹٬۴۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

propagate

گستردن، (به وسیله تولید مثل) تکثیر کردن، زیاد کردن، پروردن، قلمه زدن، منتشر کردن، انتشار دادن، پخش کردن، پخش شدن، رواج دادن

۲

strow

(معنى مجازى) پخش کردن، پهن کردن، گستردن

۳

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۴

streek

دراز کردن، گستردن، شروع کردن

۵

unfurl

گشودن، افراشتن (پرچم)، بادبان گستردن

۶

lay on

ضربه زدن، حمله کردن، یورش کردن، گستردن

۷

extend

توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن

۸

display

نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه

۹

broaden

پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن