گستاخ
#۱۶۹٬۴۵۶
flip
(زبان عامیانه) از خود بیخود شدن، تلنگر، ضربت سبک و ناگهانى، تلنگر زدن گستاخ، جسور، پر رو flip sassy
minx
دختر گستاخ، زن هرزه، زن هر جایى، سگ دست آموز
bold
پیچ، زبانه، بى باک، دلیر، خشن و بى احتیاط، جسور، گستاخ، متهور، با شهامت
brash
عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم
arrogant
گردن فراز، متکبر، خودبین، گستاخ، پرنخوت
boldface
(bold faced =) ـ حروف ضخیم، حروف سیاه، باصورت برافروخته از غضب و خشم، گستاخ، جسور، (در چاپ) یک نوع حرف درشت
barefaced
بى شرم، گستاخ، پررو، روباز
wise
خردمند، دانا، عاقل، عاقلانه، معقول، فرزانه پسوندى است به معنى " راه و روش و طریقه و جنبه " و " عاقل "
nervy
پر عصب، پر رگ و پى، نیرومند، عصبانى، پر رو دختر یا زن جوان
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین fresh porky
snippy
پست، تند، تیز، خرده، مغرور، تکه پاره، قطعه stroppy
snotty
فین فینى، مف دار، کثیف