فرهنگ آریان‌پور

انتقاد

#۱۶٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

censure

انتقاد، سرزنش، سرزنش کردن

۲

gaff

خنده بلند، قهقهه، قلاب یا نیزه خاردار ماهى گیرى، نیزه، چنگک، سیخک، شوخى فریبنده، حیله، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین، تفریحگاه ارزان، پیرمرد پرحرف، گفتار بیهوده، فریاد، با صداى بلند خندیدن، قلابدار کردن، گول زدن، قماربازى کردن

۳

raillery

شوخى، استهزا، سرزنش، انتقاد، توبیخ خودمانی‌

۴

criticism

نقد ادبى، انتقاد، عیبجویى، نقدگرى، نکوهش

۵

fustigation

چوب زنى، انتقاد

۶

animadversion

قوه ى ادراک، ملاحظه، مراقبت، مشاهده، اعتراض، تذکر و اعلام خطر، انتقاد

۷

static

ایستا، ساکن، ایستاده، وابسته به اجسام ساکن

۸

reproof

سرزنش، نکوهش، ملامت، توبیخ ملایم reproof reproval

۹

subjugation

انقیاد، اطاعت، مقهور سازى، مطیع سازى