فرهنگ آریان‌پور

گزینش

#۱۶۹٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

selection

گزینش، انتخاب، گزین

۲

election

راى دادن، انتخاب، انتخاب نماینده، گزینش

۳

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۴

choice

پسند، انتخاب، چیز نخبه، برگزیده، منتخب

۵

option

خیار فسخ، خیار، اختیار، آزادى، اظهار میل، انتخاب، خصیصه اختیارى

۶

designation

نقش، اسم، تخصیص