فرهنگ آریان‌پور

گزیده

#۱۶۹٬۳۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

elect

برگزیدن، انتخاب کردن، برگزیده منتخب

۲

choice

پسند، انتخاب، چیز نخبه، برگزیده، منتخب

۳

select

برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن

۴

selective

گزینشى، انتخابى، برگزیده، انتخاب کننده، مبنى بر انتخاب، داراى حسن انتخاب گلچین کننده، بهگزین، گزیننده، گزیده

۵

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۶

excerpt

برگزیدن و جدا کردن، گلچین کردن، قطعه ى منتخب

۷

picking

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز pick recherche