فرهنگ آریانپور
گزیدن
#۱۶۹٬۳۴۰
bite
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش
sting
(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن
choose
(past: chose ; past participle: chosen) ـ گزیدن، انتخاب کردن، خواستن، پسندیدن
select
برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن
selecting
برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن select
tag
برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن
detail
جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن
appoint
تعیین کردن، برقرار کردن، منصوب کردن، گماشتن، واداشتن