فرهنگ آریان‌پور

گزنده

#۱۶۹٬۳۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب

۲

nipping

سرد، گزنده، تند

۳

piquant

تند و بامزه، گوشه دار، گزنده، هشیار کننده

۴

nippy

زننده، طعنه آمیز، سوزش دار، تند و تیز، چالاک

۵

biting

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite

۶

pungent

پر ادویه، تند، زننده، گوشه دار، تیز، نوک تیز، سوزناک

۷

vitriolic

(vitriol =) ـ نمک جوهر گوگرد، زاج، توتیا، سخن تند، جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) زدن به، تند و سوزنده سبک‌