فرهنگ آریانپور
گزنده
#۱۶۹٬۳۲۴
damage
خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب
nipping
سرد، گزنده، تند
piquant
تند و بامزه، گوشه دار، گزنده، هشیار کننده
nippy
زننده، طعنه آمیز، سوزش دار، تند و تیز، چالاک
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
pungent
پر ادویه، تند، زننده، گوشه دار، تیز، نوک تیز، سوزناک
vitriolic
(vitriol =) ـ نمک جوهر گوگرد، زاج، توتیا، سخن تند، جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) زدن به، تند و سوزنده سبک