فرهنگ آریان‌پور

گزند

#۱۶۹٬۳۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

detriment

گزند، زیان، ضرر، خسارت

۲

harm

آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، آسیب رساندن (به)، صدمه زدن، گزند

۳

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب

۴

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۵

taint

لکه دار کردن، رنگ کردن، آلوده شدن، لکه، ملوث کردن، فاسد کردن، عیب

۶

injury

آسیب، صدمه

۷

lesion

غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب

۸

disadvantage

زیان، بى فایدگى، وضع نامساعد، اشکال