فرهنگ آریان‌پور

گزاف گویی

#۱۶۹٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bounce

بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى

۲

hyperbole

(بدیع) مبالغه، اغراق، غلو، گزاف گویى، (بدیع) صنعت اغراق

۳

rodomontade

(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن

۴

extravaganza

اثر یا تصنیف (ادبى و موسیقى یا نمایشنامه) از یک شخصیت خیالى، اثر خیالى، فانتزى، گزاف گویى، اغراق

۵

rhodomontade

(rodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى

۶

magniloquence

پر آب و تابى، قلمبه نویسى، گزاف گویى

۷

grandiloquence

قلنبه نویسى، گزاف گویى، مبالغه، بلند پروازى