گزاف
#۱۶۹٬۲۵۴
exorbitant
گزاف
high flown
گزاف، اغراق آمیز، پرطمطراق، قلنبه
high
فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)
tall
بلند، قد بلند، بلند بالا، بلند قد، اغراق آمیز، گزاف، شاق، آدم یا چیز بلند قد
steep
سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)
costly
گران، گزاف، فاخر
immense
بى اندازه، گزاف، بیکران، پهناور، وسیع، کلان، بسیار خوب، ممتاز، عالى
stupendous
بهت آور، شگفت انگیز، شگفت، حیرت آور، عجیب، گزاف
extravagant
گزافگر، غیر معقول، عجیب، غریب، گزاف، مفرط
rodomontade
(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن
extortionate
زیاده ستان، زیاد، اخاذ، گزاف بها و درخواست
stiff
سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن stiff حقوق یا مزد highly بها