فرهنگ آریان‌پور

گزارش دادن

#۱۶۹٬۱۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

relate

باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن

۲

report

گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا

۳

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۴

file

سوهان، آهن ساى، سوهان زدن، سائیدن، (مجازى) پرداخت کردن، پرونده، دسته کاغذهاى مرتب، (معنى مجازى) صورت، فهرست، قطار، صف، در پرونده گذاشتن، در بایگانى نگاه داشتن، ضبط کردن، در صف راه رفتن، رژه رفتن، بایگانى کردن file ـ (42)

۵

recite

از برخواندن، با صدایى موزون خواندن

۶

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده