فرهنگ آریانپور
گزارش
#۱۶۹٬۱۸۳
report
گزارش، گزارش دادن، شهرت، انتشار، صدا
reportage
گزارش، شرح جریان امر، رپرتاژ
bruit
صدا، شایعات، گزارش، سر و صدا، آوازه
action
کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت
account
شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن
commentary
تفسیر، سفرنگ، تقریظ، رشته یادداشت، (در جمع) گزارش رویداد
wrap up
خاتمه یافتن، به نتیجه رسیدن، تمام شدن، گزارش، خلاصه
hearing
(past: heard ; past participle: heard) ـ شنیدن، گوش کردن، گوش دادن به، پذیرفتن، استماع کردن، خبر داشتن، درک کردن، سعى کردن، اطاعت کردن hear
recital
از بر خوانى، تک نوازى، رسیتال