فرهنگ آریان‌پور

انتظار

#۱۶٬۹۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

expectation

انتظار، چشم داشت، توقع

۲

wait

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن

۳

waiting

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن wait

۴

prospect

معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى

۵

expectance

(expectancy =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى

۶

expectancy

(expectance =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى

۷

anticipation

پیش بینى، انتظار، سبقت، وقوع قبل از موعد مقرر، پیشدستى

۸

Limbo

کنار دوزخ، برزخ

۹

sweat

خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن

۱۰

suspense

معلق، درحال تعلیق، مردد، اندروایى، آویزانى