فرهنگ آریانپور
انتظار
#۱۶٬۹۱۵
expectation
انتظار، چشم داشت، توقع
wait
صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن
waiting
صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن wait
prospect
معدن کاوى کردن، دور نما، چشم انداز، انتظار، پیش بینى، جنبه، منظره، امید انجام چیزى، اکتشاف کردن، مساحى
expectance
(expectancy =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى
expectancy
(expectance =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى
anticipation
پیش بینى، انتظار، سبقت، وقوع قبل از موعد مقرر، پیشدستى
Limbo
کنار دوزخ، برزخ
sweat
خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن
suspense
معلق، درحال تعلیق، مردد، اندروایى، آویزانى