فرهنگ آریان‌پور

انتصاب

#۱۶٬۹۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

ordination

انتصاب، برگمارى، دسته بندى، سنخیت

۲

appointment

تعیین، انتصاب، قرار ملاقات، وعده ملاقات، کار، منصب، گماشت

۳

nomination

نام گذارى، کاندید، تعیین، نامزدى (در انتخابات) ordainment

۴

designation

نقش، اسم، تخصیص

۵

installment

(instalment =) ـ قسط، بخش

۶

inauguration

افتتاح، گشایش

۷

installation

نصب، تاسیسات