فرهنگ آریان‌پور

گروهه

#۱۶۹٬۰۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

team

گروه، گروهه، دسته، دست، جفت، یک دستگاه، تیم، دسته درست کردن، به صورت دسته یاتیم درآمدن

۲

complex

مجتمع، گروهه، مجموعه، عقده (oghdeh)، آچار، هم تافت پیچیده، مرکب از چند جزء، بغرنج، مختلط

۳

gomerulus

(کالبد شکافى) توده به هم چسبیده، توده طومارى، گروهه

۴

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۵

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۶

group

گروه، گروه بندى کردن، دسته، انجمن، جمعیت، دسته دسته کردن، جمع شدن

۷

cluster

خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن

۸

category

دسته، زمره، طبقه، مقوله، مقوله منطقى، رده، رسته