فرهنگ آریان‌پور

گروه بندی‌ کردن

#۱۶۸٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

group

گروه، گروه بندى کردن، دسته، انجمن، جمعیت، دسته دسته کردن، جمع شدن

۲

aggregate

جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن