فرهنگ آریان‌پور

انتزاع کردن

#۱۶٬۸۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن