فرهنگ آریانپور
گرو گذاشتن
#۱۶۸٬۸۳۵
impawn
گرو گذاشتن، رهن گذاشتن، به رهن دادن
hypothecate
گرو گذاشتن، وثیقه قرار دادن، رهن گذاردن
gage
(gauge =) ـ اندازه گرفتن، گرو گذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن اندازه، درجه، وسیله اندازه گیرى، اندازه گیر، گرو، وثیقه، رجز خوانى، مبارزه طلبى
pawn
پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن
pledge
در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن
mortgage
گرو، رهن، گرونامه، گرو گذاشتن