فرهنگ آریان‌پور

گرو گذاشتن

#۱۶۸٬۸۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

impawn

گرو گذاشتن، رهن گذاشتن، به رهن دادن

۲

hypothecate

گرو گذاشتن، وثیقه قرار دادن، رهن گذاردن

۳

gage

(gauge =) ـ اندازه گرفتن، گرو گذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن اندازه، درجه، وسیله اندازه گیرى، اندازه گیر، گرو، وثیقه، رجز خوانى، مبارزه طلبى

۴

pawn

پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن

۵

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۶

pledge

در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن

۷

mortgage

گرو، رهن، گرونامه، گرو گذاشتن