فرهنگ آریان‌پور

گرو

#۱۶۸٬۸۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

hostage

گرو، گروگان، شخص گروى، (معنى مجازى) وثیقه

۲

mortgage

گرو، رهن، گرونامه، گرو گذاشتن

۳

gage

(gauge =) ـ اندازه گرفتن، گرو گذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن اندازه، درجه، وسیله اندازه گیرى، اندازه گیر، گرو، وثیقه، رجز خوانى، مبارزه طلبى

۴

pawn

پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن

۵

pledge

در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن

۶

surety

ضامن، پابندان، کفیل، گرو، وثیقه، اطمینان

۷

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۸

security

ایمنى، امان، امنیت، آسایش خاطر، اطمینان، تامین، مصونیت، وثیقه، گرو، تضمین، ضامن

۹

encumbrance

بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو

۱۰

guaranty

ضمانت، تضمین، وثیقه

۱۱

guarantee

ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن