فرهنگ آریان‌پور

گرهک

#۱۶۸٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ball

گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک

۲

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۳

knurl

گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله

۴

tumor

(tumour =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده

۵

nodule

قلنبه کوچک، کلوخه، برآمدگى، عقده

۶

tumour

(tumor =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده

۷

follicle

برگه، (پزشکى) کیسه یا غده و چرک ترشحى یا دفعى