فرهنگ آریانپور
گره دار
#۱۶۸٬۷۶۵
burled
گره دار، کورک دار
knaggy
گره دار
knobby
گره دار، پره دار، داراى برآمدگى (هاى زیاد)، قوزدار، گرد، تپه دار
knotty
گره دار، غامض
nodular
گره دار، ورم کرده، قلنبه شده، گره گره
burly
تنومند، ستبر، کلفت، (براى پارچه و لباس) زبر و خشن، گره دار
reedy
نیزار، نایى، نى مانند، گره دار، گیره دار، باریک
nodous
(nodose =) ـ داراى برآمدگى هاى مشخص، گره دار، قنبلى
gnarled
پیچ دادن، گره دار کردن، (چوب) گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه
lumpy
موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین