فرهنگ آریان‌پور

گره دار

#۱۶۸٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

burled

گره دار، کورک دار

۲

knaggy

گره دار

۳

knobby

گره دار، پره دار، داراى برآمدگى (هاى زیاد)، قوزدار، گرد، تپه دار

۴

knotty

گره دار، غامض

۵

nodular

گره دار، ورم کرده، قلنبه شده، گره گره

۶

burly

تنومند، ستبر، کلفت، (براى پارچه و لباس) زبر و خشن، گره دار

۷

reedy

نیزار، نایى، نى مانند، گره دار، گیره دار، باریک

۸

nodous

(nodose =) ـ داراى برآمدگى هاى مشخص، گره دار، قنبلى

۹

gnarled

پیچ دادن، گره دار کردن، (چوب) گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه

۱۰

lumpy

موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین