فرهنگ آریان‌پور

انترن

#۱۶٬۸۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

intern

داخل شدن در، وارد کردن، توقیف کردن کار ورز، (پزشکى) انترن، پزشک مقیم بیمارستان

۲

houseman

مرد خانه، اهل خانه، مستخدم خانه