فرهنگ آریان‌پور

گره

#۱۶۸٬۷۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

burl

گره پشم یا پارچه، کورک، گره چوب، خار پیراهن‌ بافی‌

۲

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۳

knurl

گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله

۴

nodus

گره، اشکال، گرفتارى

۵

burr

خار، پوست زبر و خاردار میوه، گره، برآمدگى، غلیظ تلفظ کردن، حرف r را اداء کردن، پره یا دندانه دار کردن، بامته سوراخ کردن

۶

clew

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى

۷

clue

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک

۸

knob

دستگیره، دکمه، قبه، برآمدگى، دسته، گره

۹

loop

حلقه، حلقه طناب، گره، پیچ، چرخ، خمیدگى، حلقه دار کردن، گره زدن، پیچ خوردن، حلقه زنى

۱۰

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۱۱

snag

مانع، گره، گیر، به مانعى برخورد کردن

۱۲

gnarl

پیچ دادن، گره دار کردن، (چوب) گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه

۱۳

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۱۴

parcel

جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن

۱۵

stitch

کوک، بخیه، بخیه جراحى، بخیه زدن