گرمی
#۱۶۸٬۷۲۸
ardor
گرمى، حرارت، تب و تاب، شوق، غیرت
warmth
گرمى، حرارت، تعادل گرما، ملایمت
ardour
گرمى، حرارت، غیرت، سوز، شوق
rut
مستى، شور، شهوت، فحلى، گشن آمدن، گرمى، مست شهوت شدن، شور پیدا کردن، فحل شدن، رد جاده، اثر، خط شیار، عادت، روش، شیار دار کردن، خط انداختن
glow
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow neighborliness
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن
stew
تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن
zeal
جانفشانى، شوق، ذوق، حرارت، غیرت، حمیت، گرمى، تعصب، خیر خواهى، غیور، متعصب
zing
صدایى شبیه جیغ، جیغ شدید و تند، زور، قدرت، انرژى، روح، گرمى، جیغ کشیدن
fervor
(fervour =) ـ حرارت شدید، اشتیاق شدید، گرمى، التهاب
fervency
(fervor =) ـ گرمى، غیرت، شوق
cordiality
صمیمیت، مودت قلبى، مهربانى، خوش رویى، گرمى