واژههای فارسی←گرم کردن - متصدی -فرهنگ آریانپورگرم کردن - متصدی -#۱۶۸٬۶۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱heaterچراغ خوراک پزى، بخارى، دستگاه تولید گرما، متصدى گرم کردنواژههای نزدیک در الفباگربه و غیره که - روده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگربه وارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگربه وحشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگربه وحشی پشمالومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگربه ولگردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیگربه ی براقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر