فرهنگ آریان‌پور

گرم روی

#۱۶۸٬۶۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

speed

(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن