فرهنگ آریان‌پور

گرم

#۱۶۸٬۵۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hot

گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن

۲

warm

گرم، با حرارت، غیور، خون گرم، صمیمى، گرم کردن، گرم شدن

۳

muggy

گرم، خفه، مرطوب، گرفته

۴

gramme

گرم، یک هزارم کیلو گرم

۵

warmish

گرم، داغ

۶

gram

(گیاه شناسى) نخود، یک جور باقلا، گرم، یک هزارم کیلوگرم gram کله‌

۷

thermal

گرمایى، حرارتى، دمایى، گرم

۸

peppery

فلفل دار، تند، تند و تیز، گرم، با روح

۹

ebullient

احساساتى، پر هیجان، با حرارت، گرم، جوشان

۱۰

perfervid

بسیار با حرارت، بسیار غیور، سوزان، تابان، گرم، مشتاق، حریص

۱۱

trip

سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى trip کاشانی‌

۱۲

nape

پشت گردن، پس گردن، قفا، هیره کاسبی‌ و غیره‌

۱۳

rousing

رم دادن، از خواب بیدار شدن، حرکت دادن، به هم زدن، بهیجان در آوردن، مى گسارى، بیدارى