فرهنگ آریانپور
گرفته
#۱۶۸٬۵۵۶
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن dull رنگ یا حالت و غیره
gruff
خشن، داراى ساختمان خشن و زمخت، درشت، ناهنجار، بدخلق، ترشرو، گرفته رنگ
hoarse
خشن، گرفته، خرخرى (در مورد صدا)
fat
فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن
sullen
عبوس، ترشرو، کج خلق، غیر معاشر، عبوسانه خودمانی uptight بینی یا سینوس ها
engaged
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن کاسبی و غیره
rousing
رم دادن، از خواب بیدار شدن، حرکت دادن، به هم زدن، بهیجان در آوردن، مى گسارى، بیدارى کار
overcast
تیره کردن، سایه افکندن ابر، ابر دار کردن، پوشاندن، سایه انداختن، ابرى، تیره، پوشیده کلاج