فرهنگ آریان‌پور

گرفته

#۱۶۸٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن dull رنگ‌ یا حالت‌ و غیره‌

۲

gruff

خشن، داراى ساختمان خشن و زمخت، درشت، ناهنجار، بدخلق، ترشرو، گرفته رنگ‌

۳

hoarse

خشن، گرفته، خرخرى (در مورد صدا)

۴

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن

۵

sullen

عبوس، ترشرو، کج خلق، غیر معاشر، عبوسانه خودمانی‌ uptight بینی‌ یا سینوس‌ ها

۶

engaged

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن کاسبی‌ و غیره‌

۷

rousing

رم دادن، از خواب بیدار شدن، حرکت دادن، به هم زدن، بهیجان در آوردن، مى گسارى، بیدارى کار

۸

overcast

تیره کردن، سایه افکندن ابر، ابر دار کردن، پوشاندن، سایه انداختن، ابرى، تیره، پوشیده کلاج‌