فرهنگ آریانپور
گرفتن به زور
#۱۶۸٬۴۹۹
wring
(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن
muscle
ماهیچه، عضله، نیروى عضلانى، به زور وارد شدن، (mussel)، (جانور شناسى) صدف دو کپه اى، صدف باریک دریایى و رودخانه اى
reduce
کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن
extort
به زور گرفتن، به زور تهدید یا شکنجه گرفتن، اخاذى کردن، زیاد ستاندن
confiscate
ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن
requisition
درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن