فرهنگ آریان‌پور

گرفتن به زور

#۱۶۸٬۴۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

۲

muscle

ماهیچه، عضله، نیروى عضلانى، به زور وارد شدن، (mussel)، (جانور شناسى) صدف دو کپه اى، صدف باریک دریایى و رودخانه اى

۳

reduce

کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن

۴

extort

به زور گرفتن، به زور تهدید یا شکنجه گرفتن، اخاذى کردن، زیاد ستاندن

۵

confiscate

ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن

۶

requisition

درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن