فرهنگ آریانپور
گرش
#۱۶۸٬۴۲۰
whirligig
فرفره، گرش، چرخک، (جانور شناسى) سوسکى که روى آب چرخ مى خورد، تصور واهى
effect
اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول
impact
به هم فشردن، پیچیدن، زیر فشار قرار دادن، با شدت ادا کردن، با شدت اصابت کردن، ضربت، فشار، تماس، اصابت، اثر شدید، ضربه، برخورد، اثر