فرهنگ آریان‌پور

گرش

#۱۶۸٬۴۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

whirligig

فرفره، گرش، چرخک، (جانور شناسى) سوسکى که روى آب چرخ مى خورد، تصور واهى

۲

effect

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول

۳

impact

به هم فشردن، پیچیدن، زیر فشار قرار دادن، با شدت ادا کردن، با شدت اصابت کردن، ضربت، فشار، تماس، اصابت، اثر شدید، ضربه، برخورد، اثر