فرهنگ آریان‌پور

گرسنه

#۱۶۸٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hungry

گرسنه، دچار گرسنگى، حاکى از گرسنگى، گرسنگى آور، حریص، مشتاق

۲

peckish

گرسنه بسیار

۳

esurient

گرسنه، حریص

۴

chickling

گرسنه

۵

vetch

(گیاه شناسى) گرسنه، ماشک، گیاهى از جنس باقلا یا نخود

۶

ravenous

بسیار گرسنه، پر ولع، پر اشتیاق

۷

tare

وزن خالص (بدون احتساب وزن ظروف)، وزن خالص چیزى را احتساب کردن، (گیاه شناسى) ویسیاى صحرایى، ماشک عامیانه‌

۸

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن

۹

starveling

گرسنگى خورده، قحطى زده