فرهنگ آریان‌پور

انتخاب‌ کردن

#۱۶٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

opt

برگزیدن، انتخاب کردن

۲

choose

(past: chose ; past participle: chosen) ـ گزیدن، انتخاب کردن، خواستن، پسندیدن

۳

select

برگزیده، ممتاز منتخب، سوا کرده، گزیدن، جدا کردن، انتخاب کردن

۴

tag

برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن

۵

pick

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز

۶

adopt

قبول کردن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن (هنگام تعمید)، در میان خود پذیرفتن، به فرزندى پذیرفتن

۷

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده

۸

appoint

تعیین کردن، برقرار کردن، منصوب کردن، گماشتن، واداشتن

۹

constitute

تشکیل دادن، تاسیس کردن، ترکیب کردن