فرهنگ آریانپور
گردی
#۱۶۸٬۳۷۳
heroism
گردى، قهرمانى، شجاعت
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
farinose
آردى، گردى، شبیه گرده گیاه
pulverulent
خرد شونده، از هم پاشنده، گردى، گرد دار
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس ring roundness
circle
دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن
courage
جرات، دلیرى، رشادت، شجاعت، دلاورى
circularity
مدور بودن