فرهنگ آریان‌پور

گردی

#۱۶۸٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

heroism

گردى، قهرمانى، شجاعت

۲

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۳

farinose

آردى، گردى، شبیه گرده گیاه

۴

pulverulent

خرد شونده، از هم پاشنده، گردى، گرد دار

۵

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس ring roundness

۶

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۷

courage

جرات، دلیرى، رشادت، شجاعت، دلاورى

۸

circularity

مدور بودن