فرهنگ آریان‌پور

گردونه

#۱۶۸٬۳۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

carrousel

گردونه، چرخ فلک

۲

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۳

drum

چلیک، طبل، دهل، ظرف استوانه شکل، طبل زدن، طبله

۴

dolly

عروسک (به زبان بچگانه)، کوبیدن پارچه با چوب رختشویى، چرخ کوچکى شبیه قرقره

۵

wheel

چرخ، دور، چرخش، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن

۶

cylinder

استوانه، سیلندر، لوله