فرهنگ آریان‌پور

گردهمایی

#۱۶۸٬۳۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

meet

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۲

powwow

(در میان سرخ پوستان آمریکاى شمالى) کاهن، جادوگر، (مجازى) مجلس انس پر سر و صدا، کنفرانس پر تشریفات، نشست و گفتگو کردن

۳

muster

(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف

۴

meeting

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۵

congress

همایش، کنگره، انجمن، مجلس، (آمریکا) مجلسین سنا و نمایندگان

۶

assemblage

جمع آورى، اجتماع، انجمن، عمل سوار کردن (ماشین یا موتور)

۷

colloquium

مکالمه، محاوره، کنفرانس

۸

conference

مشاوره، کنگاش، گفتگو، مذاکره، همرایزنى

۹

convention

عرف، قرار داد، هم آیش، هم آیى، پیمان نامه، انجمن، مجمع، میثاق convention coven

۱۰

congregation

جماعت، دسته، گروه، حضار در کلیسا