فرهنگ آریان‌پور

گردهم‌ امدن

#۱۶۸٬۳۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

huddle

روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه

۲

forgather

فراهم آمدن، گرد آمدن، اجتماع کردن