فرهنگ آریانپور
گردنده
#۱۶۸٬۲۵۱
swivel
گردنده، حلقه گردان، قسمت گردنده میخ یا پیچ سرپهن، روى محور گردیده، چرخاندن
rotary
گردنده، چرخنده، ماشین چرخنده، چرخشى، دوار
ambulant
گردنده، سیار، متحرک
runner
ریشه هوایى، دونده، گردنده، گشتى، افسر پلیس، فروشنده سیار، ولگرد، متصدى، ماشین چى، اداره کننده شغلى runner circulator
excursive
بى ترتیت، بى ربط، آواره، گردنده
revolving
راجعه، رجعى، گردنده، دورانى، چرخنده
ambulatory
گردشى، گردنده، سیار
moving
جنبنده، متحرک، موثر، تکان دهنده
rolling
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن roll
gyrator
چرخنده
rotatory
چرخشى، دوار، گردشى