فرهنگ آریان‌پور

گردن - دستمال -

#۱۶۸٬۲۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tie

دستمال گردن، کراوات، بند، گره، قید، الزام، علاقه، رابطه، برابرى، تساوى بستن، گره زدن، زدن

۲

set

(past: set ; past participle: set) ـ مجموعه، نشاندن، دستگاه، دست، دسته، یکدست (ظروف و غیره)، دوره، جهت، سمت، قرار گرفته، واقع شده، لجوج، دقیق، روشن، مصمم، قرار دادن، گذاردن، نهادن، مرتب کردن، چیدن، کار گذاشتن، سوار کردن، جا انداختن، آغاز کردن، مستقر شدن

۳

ascot

دستمال گردن، شال گردن

۴

shawl

شال، دستمال گردن، شال گردن بستن

۵

streak

خط، رگ، رگه، ورقه، تمایل، میل، نوار یا رگه نوارى، سپیده دم، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن

۶

neckerchief

دستمال گردن، کاشکل

۷

handkerchief

دستمال، دستمال گردن